السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1180

تعليقات نقض ( فارسى )

نطفهء پاك ببايد كه شود قابل فيض * ور نه هر سنگ و گهر لؤلؤ و مرجان نشود پس خوشا به حال كسانى كه محبّت و ولايت آن حضرت را كه كيمياى سعادت ابدى و تاج افتخار سرمدى است دارا هستند و جا دارد كه ايشان پيوسته شكر اين نعمت بزرگ و موهبت عظمى را بجا آرند و تا زنده هستند بر آن ببالند و بنازند هنيئا لأرباب النعيم نعيمهم . تعليقهء 179 ( ص 492 ؛ س 3 ) در به كار رفتن « زيادت » با ياء مصدرى در بهار عجم گفته : « زيادتى مزيد عليه زيادت است بزيادت تحتانى ، ميرزا صائب گفته : « بر جسم آن قدر كه فزوديم همچو شمع * شد مايهء زيادتى اشك و آه ما » خواجهء شيراز گفته : « زيادتى مطلب كار بر خود آسان كن * صراحى مىلعل لب چو ماهت بس » و ميرزا عرب ناصح گفته ( رباعى ) : « مردم همه حرف خويشتن مىگويند * در رتبهء خويشتن سخن مىگويند » « بر يكديگر زيادتى شان ز كجاست * اين قوم كه خود را همه من مىگويند » و در معارف بهاء ولد آمده است ( ص 248 چاپ مجلس بتصحيح فروزانفر ) : « و زيادتى ايمان و زيادتى يقين آنست ( تا آنكه گفته ) اكنون اين را زيادتى يقين گويند ( تا آنكه گفته ) اكنون اين را زيادتى ايمان و يقين گويند » و فروزانفر در فهرست نوادر لغات و تعبيرات ( ص 480 ) گفته : « زيادتى مصدر عربى است با ياء اسم مصدر فارسى » و در مقدّمهء كتاب گفته ( ص 10 ) : « مشهور چنانست كه ياء مصدرى بايد در آخر صفات و يا اسمائى كه متضمّن معنى وصفى است درآيد و متداول در استعمال نيز همين است ولى در كتاب حاضر به آخر بعضى از مصادر عربى ياء مصدرى الحاق شده است مانند : « و جمالى و نغزى و عشق